• پیمان فاضلی

سه شعر برای "سرباز" / پیمان فاضلی


1

از جنگ که برگشتی به مادرت گفتی تنها یک تیر به سمت دشمن رها کردی. از جنگ که برگشتم به مادرم حرفی برای گفتن نداشتم. در نزدیک ترین گورستان - به اشک هایش- خفتم با یک تیر در قلبم.

.

2

«شطرنج»

به دشواری ِ خواستن دو خانه به پيش رفت و می دانست برای هدفی بزرگ يك قربانی كوچك - يك سرباز- به شماره نمی آيد حتا اگر بازی ميان دو دوست باشد.

.

3

نامه با نام خدا آغاز می شود جنگ با مرگ اولين سرباز.

.

.

#فرهنگیهنری

0 views
گروه پروسه                               Process.group2010@Gmail.com