• گروه پروسه

«کاتنامه‌ی شکنجه» | شعر و نقاشی: آیدا پایدار

Updated: a day ago


«کاتنامه‌ی شکنجه»

شعر و نقاشی: آیدا پایدار

...کات! در نیاوردی از کاسه ی خون نعش نعش نگاه و پرت نکردی به آغشته ی بیرون جا پای کبود سیلی را به لقمه ی خشک از وحشتمان! سر نیاوردی به ذبحی و کات! که در می آوریم با تطهیر تیغ اشک داغ مادرانه اشکداغ همچنان که میخ ها در لمس تنت ذوب می شوند و هزار مسیح ترس خورده به چشمان بی خدایت پناه می آورند؛ ای فقرات مصلوب تاریخ! باید کمی مزه مزه کنی وصله هایی که روی زبانت نمی چرخند را؛ دوباره بگو و قورت بده خون دهانت را و زبان بچرخان بلندتر در حلقه ی زنجیر در بیاور از جفت گیری مرگ و استقامت بقای دست های سربی مان را بر تیر تیر مهره های پشتت و چپ دهنده هایی که لگدگاه لجوج ترس است. دوباره بمیر در آیه های کشیده ی کابل در کلمات بلندی که تنت را می پوشانند و برق آسا از نوک زبان به نوک پا می دوند از نوک زبان به نوک پا معلق بین زمین و هوا آویزان و آویزه ی گوش ات نمی شود اما صدای وحشی کات! آویزان... و می مانند و نمی میرند و بیرون نمی پرند از کادر. کات! بیرون! کات! و ردیف میخ ها را ببین دیگرگون نه چنان که در خونت سنگر گرفته اند برای روز جدال برای روز قطعی و قطع سیلی از دست و قطعِ سیلِ قطعه قطعه ی گونه. دیگرگون ببین این بار نه چنان که در خونت میخ و زنجیر فشنگ های صبوری را انباشتند به مادامِ انباشت آخ و کات و انباشت خون تو زیر ناخن تکذیب هایمان؛ نه چنان به وقت تسلای عبور یاد از قهقه ی رزم واپسین ! باید! باید بمیری و آخ های آخرت را به وقتی که می غری بر و به بیرون از کادر پرت... بیرون از کادر! تو را به کات کات تنت دوباره بمیر در هزارباره ی آخ های ناهنوز، ای هزاره ی لعنتی کار! دوباره کات کات کات و هیچ در نمی آیی...

#فرهنگیهنری #مقاله #یادداشت

گروه پروسه                               Process.group2010@Gmail.com